توی مشهد برای همه دعا کردم بخدا هیچکدومتون یادم نرفته بود.
بچه ها دلم گرفته یکم قاطیم نمی تونم آپ کنم وبلاگمو مثل همیشه
حس می کنم خوشیام دیگه داره تموم می شه برام دعا کنید که دوباره غم و غصه نخواد بیاد سراغم یه چند وقتی بود نیومده بودطرفم یعنی میو مد نمی زاشتم راه پیدا کنه تو دلم ولی دیگه ...
حال وروز خوبی ندارم اگر آپ نکردم ناراحت نشید به خودم باید فرصت بدم شاید دوباره شادیمو بدست بیارم
همه تو خونه یواش پچ پچ می کنن می گن نازی چیش شده چرا شرارتو شیطونی شو از دست داده نمی دونن چرا براشون سوال شده خدایی زندگی کردن خیلی سخت تازه فهمیدم اداره کردن یه نفر دیگه چقدر سخته توی سفر کارم گریه و دعوا بود اونجوری که فکر می کردم نبود مجتبی هر روز دعامی کردم زودتر برگردم خونه بخدا خیلی تحمل می کردم کاراشو ولی اون ...البته منم مقصر بودم ولی نه به ندازه بچه بازیای مجتبی بی خیال فقط تو رو خدا دعا کنید حداقل یه ذره حس کنم می تونم زندگی کنم می تونم خوشبخت بشم نا امیدنیستم ولی ترس تمام وجودمو گرفته مواظب خودتون باشیدامیدوارم همیشه خوش باشید برای خاله نازی دعا کنید
می سپارمتون دست خدای بزرگ و مهربون یا حق
اینم آیدیمkindness_nazi64
به آیدی قبلیم چیزی نفرستید هک شد
+نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت12:13توسط خاله نازی |
|