سلام به همه دوستای گلم من اومدم خوبید ؟به جون خودم برا همه دعا کردم مخصوصا دوستای گلم که همیشه لطفشون شامل حالم می شهجاتون خالی با اینکه کم موندیم اونجا ولی خیلی خوش گذشت خدارو شکر همینا دیگه زیاد حرف نمی زنم راستی دوباره ولنتاین و هم پیشاپیش تبریک میگم امیدوارم به همه خوش بگذره
+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت10:59توسط خاله نازی |
|
وای چقدر شلوغ بود من فقط تنها حرکتی که می تونستم انجام بدم این بود که دست کسایی که می رفتن جلو نمی تونستن برگردن و میگرفتم میکشیدم بیرون چون می ترسیدم برم جلو خفه بشم.
ساعت ۲:۳۰بعد نیمه شب بود رفتم خلوت بود
+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت9:29توسط خاله نازی |
|
من عطر ياس خوشبو ندارم/درباغ رويا شب بو ندارم/قايق زياد است امابراي /به تو رسيدن پارو ندارم/به تو رسيدن شايد طلسم است /من هم چراغ جادو ندارم
دره قلبتو واسه کسی باز نکن هر کس بخواد بیاد تو خودش کلید داره.!!!!...
کاش بدونی نبودنت . ندیدنت یا واسه همیشه رفتنت هرگز بهونه نمی شه واسه از یاد بردنت
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
سیب سرخی را به من بخشید و رفت/ساقه ی سبز وجودم را چید و رفت /عاشقی های مرا باور نکرد/عاقبت بر عشق من خندید و رفت/اشک در چشمان سردم حلقه زد/بی مروت گریه ام را دید و رفت
+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت9:15توسط خاله نازی |
|